هنگامی که انسان می خواهد مرتکب گناه شود و در حقیقت نیت می کند که به سوی انجام یک عمل گناه برود، چرا همه چیز ( از همه مهم تر وجود خدا ) را فراموش می کند؟! چرا احادیث و روایات و آیات را از یاد می برد؟ چرا به عواقب سخت آن گناه فکر نمی کند؟ چرا در آن لحظه ذهن او فقط به انجام آن گناه می اندیشد؟
اگر انسان گناهکار ( یا انسان هایی که گاهی می لغزند و به گناه می افتند ) بنده خداست که خداوند می فرماید " گناه نکنید "، اگر بنده خدا نیست، پس بنده شرک است؛ شرک هم یعنی شیاطین جنی و انسی ...
در اینجا دو نتیجه می توان گرفت، اول اینکه انسان گناهکار بنده شیطان است؛ آن انسان که خود را بنده شیطان می داند که تکلیفش معلوم است، هدف نهایی را در رسیدن به امیال و لذت های نفسانی می داند.
امّا دوم که بحث من هم هست، انسانی که خود را بنده خدا می داند و گناه می کند، چگونه است؟؟؟
به عقیده من تنها یک نتیجه منطقی و عاقلانه می توان گرفت و آن این است که آن انسان که خود را بنده خدا می داند و مرتکب گناه هم می شود، خیال می کند که بنده خداست، در حقیقت بنده هواهای نفسانی خویش است، چرا که دارد فرامین شیطان را اجرا می کند.

پس انسان برای دستیابی به حقیقت که همان بندگی واقعی خداوند است، باید تلاش کند تا خالق خود را بشناسد ( عقلا ً و قلبا ً ) تسلیم اوامر او گردد، در چنین حالتی به اعتقاد من امکان ندارد، حتی فکر گناه در ذهن او پیدا شود، چه رسد به انجام گناه، چرا، به این دلیل که خداوند آنقدر بزرگ است، که وقتی انسان او را شناخت و عاشق او شد، جایی برای نفوظ شیاطین جن و انس باقی نمی ماند...
خداوند ان شاءالله همه ما را به صراط مستقیم و راه سعادت واقعی هدایت نماید و توانایی پیروزی در امتحانات الهی را به ما عنایت فرماید/*
* حسین قربانی ( 12/01/1391 )
به اطلاع کلیه دوستان عزیز می رسانم، در صورتی که این مطالب به نظر شما برای انتشار در جای دیگر مناسب بود و شما قصد انجام این کار را داشتید، ذکر نام منبع فراموش نشود./